تبلیغات
شعر های عاشقانه و عارفانه - آرام دل

شعر های عاشقانه و عارفانه

احساست را امروز برای عزیزت بروز بده چون ممکن است فردا احساسی باشد ولی عزیزی نباشد

گفتمت هجران تو  بر من شود روزی بلا

گفتی از عشق تو من نمی گردم جدا

 

گفتمت رحمی ندارد این فلک هشیار باش

گفتی ار دنیا شود ویران کنم با تو وفا

 

گفتمت در چشم تو دیگر نمی بینم صفا

گفتی از من بر نیاید بی وفایی و جفا

 

وعده ها دادی به من رفتی ندانستم چرا؟

دانم اکنون از جه رو رفتی تو شاهی من گدا

 

حلقه ی زلفت چو دامی کرد این دل را اسیر

تا قیامت دل نمی خواهد شود از آن رها

 

درد جان سوز فراقت برده آرام دلم

هر شب از هجرت بنالم کویم ای جانان بیا

 

عهد کردم گر ببینم سر و قدت در چمن

بوسم از جان خاک پای سرو رعنای تو را

 

باد را گفتم اگر فانی شوم می آید او

گفت"عاشق او نیاید گر چه گردی تو فدا"


نوشته شده در یکشنبه 15 آذر 1388 ساعت 03:35 ب.ظ توسط نازیلا فتحی نظر دهنده های با مرام | |