تبلیغات
شعر های عاشقانه و عارفانه - مرغ دل

شعر های عاشقانه و عارفانه

احساست را امروز برای عزیزت بروز بده چون ممکن است فردا احساسی باشد ولی عزیزی نباشد

کرده ام بار دگر امشب هوای بوی دوست

گفته ام دل را که باید رفت با سر سوی دوست

 

در ازل یک بار چشمم بر جمال وی فتاد

تا ابد بلید بسوزم در فراق روی دوست

 

در غو هجران دلبر جان سپردن سهل نیست

خوش به حال آن که گردد کشته ی ابروی دوست

 

رفته او از پیش من اما نرفته از دلم

کاشکی بار دگر گردو گدای کوی دوست

 

مرغ دل راضی نمی گردد اسیر کس شود

لیک مشتاق است تا گردد اسیر موی دوست

 

این دلم در گوشه ای افتاده همچون مرده ای

جان نمی گیرد مگر آید دم خوشبوی دوست

 

کاش آن یار التفاتی بر من عاشق کند

تا شود آرام دل با غمزه ی دلجوی دوست


نوشته شده در سه شنبه 24 آذر 1388 ساعت 10:23 ق.ظ توسط نازیلا فتحی نظر دهنده های با مرام | |